۱۳۸۵/۱۰/۶

در مذمت عادی سازی بعضی کلمات

حسین درخشان در یکی از پست های وبلاگش چیزی به این مضمون نوشته بود که هر کس که نمی تواند با خیال راحت بگوید(بنویسد) "ک..." مریض(روانی)است....

۱۳۸۵/۹/۱۹

گردنه گیران

الان ساعتیه که یکسری گردنه گیر تو صفحه ی اصلی بلاگفا منتظرند تا این وبلاگ آپ بشه و بیان توش نظر بزارن و بگن خیلی عالی و محشر و توپه و منتظر حضور سبز من تو وبلاگاشون هستند .


امتحان می کنیم :)

۱۳۸۵/۹/۱۲

درباره ی شرکت نکردن در انتخابات

 


در جر یان انتخاباتی که احمدی نژاد رییس جمهور شد ظاهرا تعدادی وبلاگ نویس انتخابات را تحریم کرده بودند که حالا به دلیل گندکاری های این نابغه نادم شده اند...


۱۳۸۵/۸/۲۹

۱۳۸۵/۸/۲۰

از زور درد

  وب چرخ میزنم.*وبلاگهای جدا افتاده را می گردم . آنهایی که پس زمینه شان باران یا برف می آید و فرشته ی کوچکی بجای نشانه ی موس دارند ...


۱۳۸۵/۶/۱۰

نکته

یادتان هست چند سال پیش که فیلم شوکران بهروز افخمی اکران شد جماعتی از پرستاران چه قشقرقی راه انداختند ؟ ...


۱۳۸۵/۵/۲۷

در ستایش آشغال

 وقتی فیلم محبوبی را که بارها دیده ایم و نسخه ی ویدئویی اش را در خانه داریم روی صفحه ی تلویزیون پیدا می کنیم . تا آخرش می بینیم  و از همیشه بیشتر لذت می بریم....


۱۳۸۵/۵/۲۰

زن رشتی

 


خوب بعد از اینکه وارد وبلاگ شدید پست یکی مانده به آخر آن را بخوانید . زن رشتی بیشتر از سه سال است  که مرده ....


۱۳۸۵/۵/۱۸

فرهنگ ترکیب های جفنگ

فرهنگ سازی : "باید برای این کار فرهنگ سازی کرد. "این کار، می تواند تماشا کردن فوتبال یا حتی خود بازی فوتبال باشد . می تواند رانندگی باشد ...


۱۳۸۵/۵/۶

چگونه یک شعر مزخرف بنویسیم؟

دوستانی که کارشان با نوشتن داستان مزخرف (اینجا و اینجا ) راه نیفتاده ، خواه به این دلیل که نوشتن داستان سخت است و دست آدم خسته می شود خواه به این دلیل که شاعر ژست سکسی تری دارد .......



۱۳۸۵/۲/۳۱

مسئله ی شکلات

من شیفتگی ام را نسبت به تیم برتون مخفی نمی کنم .در معدود لحظات معدود "روشن بینی !" اما از خودم می پرسم آیا این شیفتگی معلول عواملی خارج از خود اثر سینمایی نیست ؟


 


۱۳۸۵/۲/۱۷

دموکراسی به ایران می آید

کسانی که موافق حمله ی نظامی و مداخله ی نظامی آمریکا و جهان غرب برای بهبود وضعیت کشور و دستیابی ایرانیان به دموکراسی هستند ....


 


 


۱۳۸۵/۲/۹

۱۳۸۵/۲/۲

۱۳۸۵/۱/۲۹

از پرلاشز پیرزاد

داستان پرلاشز از زویا پیرزاد ( به سلیقه ی من بهترین داستان کوتاه او )موضوعی نسبتا کلیشه ای دارد ....


۱۳۸۴/۱۲/۲۸

تبریک


خجالت نمی کشم که بگویم خود این مرد (اکبرگنجی) را ، فارغ از همه ی آن کارهایی که کرد و دیگران نکردند و  کارهایی که نکرد و دیگران کردند ، دوست دارم . آزادی اش را به خودم و چند نفر از دوستانم تبریک می گویم .


۱۳۸۴/۱۱/۲۳

انسان پوچ ودلمرده و تنهای معاصر

نمایشنامه ای در یک پرده


 شخصیت ها :


حمید شب خیز – قلی و سلی ( هر دو بچه گربه هستند ) آقای شاعر - حجت الاسلام پناهیان -دختر اثیری


۱۳۸۴/۱۱/۱۳