۱۳۸۵/۶/۱۴ ه‍.ش.

سرویس نطلبیده

حتما این را تا به حال خوانده اید :قهرمان سازی کاذب...


۱۱ نظر:

  1. فکر میکنم تند رفته اید! به زعم من نوشته ی زیباکلام کارشناسی نیست، یک جور نگاه از جنبه ی دیگر است به قضیه. تاختن هاش به این و آن برای این نیست که بی ارج شان کند ( چون نمی تواند)، برای این است که هشداری داده باشد که از هول حلیم توی دیگ نیافتیم (یا از آن ور بام نیافتیم؟). اگر سابقه ی بدی برای زیباکلام سراغ دارید که خواندن معناهای بین سطور را برایتان ممکن می کند، من از آن سابقه چیزی نمی دانم.

    پاسخحذف
  2. ببخشید: پست بالایی کار من بود! من عاشق کلام زیباکلام نیستم، ولی حمله هم به او نمی کنم: به نظرم می خواهد بگوید هیچ چیز دلیل هیچ چیز نیست، و باورنکردنی نیست این نقطه نظر وقتی بعضی وقت ها شک ام برمی دارد نکند دیگران در کشورهای دیگر فقط در خواب های عچیب شان مثل ما زندگی می کنند!

    پاسخحذف
  3. سلام.تند رفتید.در مواردی کاملا حرف زیباکلامو قبول دارم حداقل برای آدمای کله شقی مثل گنجی که اصلاحاتو به لجن کشیدن.اما در مورد یه سری از بچه های دانشجوی سیاسی که بین دوست و رفقامون کم نیستن مزخرف گفته.یا بهتر بگم نا حق گفته.راستی به لیستم اضافتون کردم.با اجازه.

    پاسخحذف
  4. سلام! ...والا راستش من که از این حرفها سر در نمیارم! ببینید شما از حرفهای من سر در میارید؟ اگه دوست داشتید بیاید. خصوصآ ینکه میگید مسلمون نیستید دوست دارم نظرتون رو بدونم... در مورد بحث دستورات دینی و بیرون و درون و ظاهر و باطن و...

    پاسخحذف
  5. گاهی اوقات نظر دادن خیلی ساده است. مثلا در مورد زیبا کلام. آدم یا نسبت به جمهوری اسلامی و هاشمی رفسنجانی و ... سمپاتی داره یا نداره. اگه داره ، خب با زیباکلام هم مشکل اساسی نداره. همین درمورد مسعود بهنود هم صدق می کنه. این اظهارنظر من به مطلب مکابیز چندان ربطی نداشت. خطابم به کسانی بود که در مثام دفاع از زیباکلام هستند. تکلیفتون رو روشن کنید. وبلاگ من هم به روز شد. خوشحال میشم که سری بزنید.

    پاسخحذف
  6. از قضا من فکر می کنم نقد مکابیز نه تنها مبنایی درست دارد، بلکه بسیار دقیق هم هست.زیباکلام در متن خود نه تنها در کنار قدرت (مهم نیست کدام قدرت. قدرت حاشیه ای و برهنه یا قدرت متنی و پیچیده در رسانه و نهادها) ایستاده و "فرد"ها را به دلیل عدم به رسمیت شناختن سامانه ها تحقیر می کند، بلکه اصلا هیچ "حقیقت"ی را برپا نمی دارد. صرفا مصلحت سنجی و آینده نگری می کند. خوب به قول مکابیز از کجا معلوم که مصلحت نظام ( و اگر به تعریف و مفهوم پردازی "قدرت" باشد مصلحت کشور و یا حتی بشریت) در "جنایت" نباشد؟! از قضا همچنانکه مولانا عبید زاکانی در کتاب مستطاب اخلاق الاشراف خود آورده است، اغلب اوقات وقاحت در جنایت پیشگی به "مصلحت" قدرتها است. امروز و دیروز هم ندارد. "زمانه" جز "من و تو" نیستیم. اگر مقاومتی از سوی "فرد" نباشد ،قولتان می دهم که سیستم برده داری هم قابل بازگشت باشد. اینکه می بینیم کاربرد سلاح هسته ای در تبلیغات رسانه ای دارد عادینمایی می شود گواه بر آن است که در سکوت "فرد" قرن بیست و یکم چنان خواهد بود که روزی صدهزار بار یاد از قرن بیستم کنیم.

    پاسخحذف
  7. به جناب منصور زپلین: نظردادن همیشه ساده است، قضاوت کردن همیشه سخت، مگر که آدم به سیم آخر زده باشد. به جناب ایرج: با عبید موافق ام، با شما هم، به طور کلی. ولی حرف خودم هم این است: اولاً توی پست موردنظر زیباکلام متهم می شود به یک جور روسبی گری ژنریک. این را شخصاً به حساب تندروی نویسنده می گذارم. چون زیباکلام طبق منطق خودش قاعدتاً می داند که این "پیاز" بالاخره آن قدر پوست های خود(ی) را خواهد کند تا به ته اش که هیچ نیست جز هیچ برسد، پس چطور دوام آوردن یا "مشتری" جمع کردن می توانسته هدف بوده باشد؟ دوم این که حرف هایی مثل جواب زندگی را چه می دهید را ظاهراً فقط ماها که مجازی می مانیم می توانیم اگر بلدیم بزنیم بدون آن که (فعلاً) سرمان را ببرند، پس چرا انتظار داریم آدم یا سکوت محض بکند یا با امضای شناسنامه ای اش توی مطبوعات بیاید صدای ملت ایران بشود. آخر این که، شاید اشتباه می کنم ولی به نظرم زیباکلام - البته با کلامی نه چندان سزاوار - می خواسته است بگوید دچار قهرمان سازی داریم می شویم، صرف نظر از این که این آدم ها قهرمان هستند یا نه، و پای قهرمان که وسط می آید شک ندارم شما هم یاد همان جمله ی معروف برشت می افتید از زبان گالیله.یک اعتراف هم دارم: من حتا به همین پست مورد انتقادم هم و به این وبلاگ ارادتی حس می کنم. نه که مهم باشد ارادت بنده، فقط می خواهم بتوانم روشن کنم که بحث سر این نیست که نقطه نظر مکابیز تا هیچ حدی محلی از اعراب ندارد، بحث بر سر چگونه گفتن و تا کجا پیش رفتن است.

    پاسخحذف
  8. شاید یک جنبه حرف آقا در مورد بعضی از این افراد نادرست نیست اما کلا این آقا از ذخیره های نظام است. بیخود نیست که همیشه به عنوان نماینده عقاید مخالف در بحثهای کانال 4 تشریف می آورند و آن جایشان مورد عنایت قرقار می گیرد.

    پاسخحذف
  9. باحوصله تر خوندم و دارم یه چیزهایی میفهمم! فکر کنم اگه خدا بخواد تا چند ماه دیگه تا حدی سر در بیارم چی میگید!! ...یعنی میگید زیبا کلام یه مخالف خون مزد بگیره؟؟ یه سوپاپ درواقع؟؟!! ...جالبه! عجیب و به احتمال زیاد درست! از این نمونه ها کم نیستن...نه؟

    پاسخحذف
  10. این حرفم ارتباطی با این پست ندارد. من عباس معروفی را نمی شناسم یعنی کتابهاشو نخوندم. اما با خوندن اشعارش مجبور شدم سری به استراحتگاه ! بزنم!خدایا! این کامنتهای ملت ..... بت پرستی کی از بین می ره؟

    پاسخحذف