۱۳۸۵/۳/۸ ه‍.ش.

ناگهان همه چیز روشن شد !

جریان های اخیر نشان داد نهایت شجاعت روشنفکران ایرانی ایستادن جلوی حکومت است ....


 


جریان های اخیر نشان داد نهایت شجاعت روشنفکران ایرانی ایستادن جلوی حکومت است . انها توانایی ایستادن جلوی توده ی خروشان را ندارند . همانطور که در پنجاه و هفت نداشتند .نهایت کاری که بلدند بکنند اسیب شناسی و ریشه شناسی  است و خدا می داند در این شرایط  آویزان شدن به این قبیل کارها هدفی ندارد جز ماستمالی کردن و حرف توی حرف آوردن .


مثل اینکه به یارو بگویی چرا بمب انداختی و صدهزار نفر را پودر کردی و طرف درباره ی ریشه های جنگ دوم و ارتباطش با مدرن شدن تدریجی جهان حرف بزند . اقاجان درست . خیلی خوب . افرین . ولی الان وقتش نیست .عکس العمل های اخیر در توضیح ریشه ی این حماقت ها حرف های مرد عبا شکلاتی را به یادم اورد که بعد از یازده سپتامبر به تبعییض میان شمال و جنوب اشاره می فرمود. که چه بشود ؟ که ما بفهمیم چه شد که اینطور شد ؟ عجیب نیست که کسی بجای محکومیت قطعی و غیر مشروط جنایت سعی کند آنرا قابل درک کند ؟ این سلب کردن مسئولیت و آزادی آدمی و اسیر شدن در منحط ترین شکل جبرگرایی نیست ؟ البته این ژست ها را نباید چندان جدی گرفت . همانطور که ژست بچه ی درس نخوانده وقتی درست شب امتحان درباره ی سیستم غلط آموزش مدرن صحبت می کند جدی گرفتنی نیست .


حالا روشنفکر آذربایجانی یا ترک ( که من هرگز نمی توانم حساسیت تفکیک این دو اصطلاح را بفهمم ) نشان داد بلد نیست جلوی توده بیاستد و آینه ای شد از وضعیت رقت انگیز روشنفکر.ایرانی .البته لابد استثنا وجود دارد اما من ندیده ام . اگر کسی  دیده است معرفی کند و یک نفر را از نا امیدی مطلق نجات بدهد !


 


وقتی روشنفکری اینچنین منفل است خوب معلوم است که ملت به پدری احتیاج دارد که بیاید با چهار کلمه بومی  بچه های شیطانش را آرام کند.همین است که هست .وضع بقیه هم هیچ بهتر نیست.یعنی خدای نکرده کسی گمان نکند در  تهران یا اصفهان یا جاهای دیگر وضعیت بهتر است . نمی دانم هنوز هم کسی هست که نداند چطور شد که اینهمه روشنفکر و تحصیل کرده و فرهیخته و از فرنگ برگشته در پنجاه و هفت واداند و با احمقانه ترین شعارها همراه شدند ؟



 


پ.ن : واژه ی "روشنفکر " در این نوشته به تسامح بکار رفته .به همان مفهومی که از نوریزاده تا شریعتی مصداق پیدا می کند که صد البته دقیق نیست و می توان درآن مناقشه کرد . 


 


 در این رابطه :


درباره ی آذربایجان (بحث و گفتگوی فارومی درباره ی همین موضوع)


داداش چی میخوای ؟


گفتار در شورش

۱۰ نظر:

  1. خب من فکر می کنم این بر می گردد به همان برداشت کلاسیک و اشتباهی که از مفهوم روشنفکر در ایران جاافتاده است !شبه روشنفکر می گوید , من نقدم را می کنم , و کاری به اثرگذاری آن در توده ندارم . توده را تابویی غیرقابل رسوخ کرده است , بلاهت غیرقابل باوری را به آن نسبت داده , برج عاج نشین شده است و گفتمان روشنفکری اش را در همان 4 دیواری بسته اش دنبال می کند .این معیارها را با آنچه زولا در جریان دریفوس انجام داد مقایسه کنیم . تفاوت از زمین است تا ثریا!!!

    پاسخحذف
  2. درود: مجبور شدم بعد از مدت ها یه مطلبی بنویسم. با این پست شما مرتبطه.

    پاسخحذف
  3. Dear, I expect all became crystal clear - as your title suggests - as soon as the demonstrators saw the guns turn 180 degrees round to face THEM

    پاسخحذف
  4. راستش به نظر من یه مشکل فرهنگی -یا اجتماعی یا نمی دونم اسمش چیه- تو ترک ها هست. شایدم اصولا این چیز "مشکل" نباشه، شاید درست اینه، و بیشتر ملیت های دیگه -یا نژاد های دیگه یا حوزه های زبانی دیگه یا هرچی که اسمش هست- از این الگوی صحیح محروم هستن. ولی به هر حال به نظر من این حرکات، و این اجتماع بیماره، و بیماری اش هم قابل معالجه نیست. به نظر من این مشخصا نژادپرستی ترک هاست که باعث می شه این نمایشات رو ارائه بدن. یادمه پارسال تو خوابگاه ما -که عرب و چینی و ایرانی و هندی و پاکستانی و ترکیه ای و .. توش با هم به خوبی و خوشی زندگی می کردیم- دعوا شد. دعوا بین یکی از بچه های ایرانی شیرازی، با یکی از بچه های ایرانی تبریزی بود. ترک های ایران رفتن تو کوریدور شیرازی های ایران، و اون طرف دعوا رو کتک زدن. دوستاش که اومدن جدا کنن، اونا رو هم زندن. تعدادشون خیلی زیاد بود. نگهبان های خوابگاه اومدن که دعوا بین اونا و ایرانی های ترک بالا گرفت. در این گیر و دار، من و هم اطاقم -که پدرش ترک زنجان بود- تو جمعیت داشتیم نظاره می کردیم. یه دفعه یکی از بچه هایی که داشت دعوا می کرد از تو خون و گرد و خاک بیرون اومد و رو به هم اطاق من گفت: "مگه ترک نیستی؟ بیا بزن خوب!!!" // به نظر من -که درسته که تو نظرخواهی وبلاگ شما نوشته شده، ولی مالک و مسئولش منم- این حرکات، و این واکنش ها حالا از واکنش های جناب زاگاتو گرفته تا اعتراضات به کارتون و جوک و چیزهایی که هر روز داریم مصداق بارزش رو می بینیم، دقیقا از جنس همون مگه ترک نیستی بزن خوب هستن. و هیچ توجیهی ندارن. این منطق احمقانه است که کاریکاتور مانا نیستانی رو توهین به ترک ها قلمداد کنن. و احمقانه تر منطقیه که به خاطر یه کاریکاتور این همه آدم بریزه تو خیابون و یه روزنامه بسته شه و بخوان یه وزیر رو استیزاح کنن!!! امر احمقانه هم هیچ توصیف دیگه ای نداره! به من مربوط نیست که از کی سر زده. من امر سر زده شده رو توصیف کردم. اگه کسی نمی تونه موصوف این صفت رو درک کنه، و وقتی من عملی که از یه دسته آدم سر زده و احمقانه است رو توصیف می کنم، این صفت رو به آدم هایی که اون عمل ازشون سر زده، و همه ی هم شهری هاشون و همه ی هم زبون هاشون بسط بده، منطق اون هم احمقانه است. // لحن عصبانی و اشتباهات املایی احتمالی منو ببخشید.

    پاسخحذف
  5. و متاسفانه مشکل دقیقا از همین روح ایرانی روشنفکر های ما که خداروشکر از هر چیزی ایرانی شو خودشون خوبشو دارن ناشی می شه. از همین "مگه ترک نیستی بزن خوب"هایی که تو خودآگاه یا ناخودآگاه اکثر روشنفکر های ایرانی -حتا روشنفکر های به معنی واقعی اش- می شه به روشنی یا با کمی دقت دید. همین "تازی زدایی از زبان پارسی" رو بگیرید و بخونید تا آخرش..

    پاسخحذف
  6. بایا جان . کاملا باهات در احمقانه بودن این رفتارها موافقم به عبارتی کوچکترین شکی ندارم که کل این بلوا مطلقا احمقانه است . ان تازی زدائی از زبان فارسی هم به نظرم مثال دقیقیه از نشانه های همین بیماری در حوزه ی روشنفکران فارسی زبان. البته اگر نوشته ی مرتبط ایرج را در گزاره (درباره ی آذربایجان ) بخوانی او معتقد است حوزه ی روشنفکری زبان فارسی وضعیت روشن تر و بهتری دارد .نظر قابل تاملی است .

    پاسخحذف
  7. من باتمام محتوای کامنت شمادر سیبستان موافقم

    پاسخحذف
  8. (متاسفانه بازهم ) به جناب بایا: فکر نمیکنم در هیچ یک از گفته های بنده نشانی از جانبداری وجود داشته باشه. ادعایی رو شما مطرح کردید و من هم گفنم برای اینکه علت عصبانیت این موجودات رو بفهمیم باید از دید خودشون به قضیه نگاه کنیم. نگفتم که وقتی اینجوری نگاه کنیم باید به خاطر وحشی بازیهاشون بهشون حق بدیم...! متاسفانه شما اصرار دارید که حتمآ دید و نظرتون در این باره صائبه و با لحنی که بکار میبرید این موضوع رو به ادیبانه!! ترین شکل ممکن نشون میدید. حرف من اینه که قبول کنیم نوشته مورد مناقشه طوری نبوده که ازش برداشت توهین امیز نشه... این فرق داره با اینکه بگم باید طرفو بزنیم و بکشیم و همه جا رو به اتش بکشیم و....

    پاسخحذف
  9. وقتی حوادث هجده تیر تو تهران اتفاق افتاد همین دانشگاه تبریز بود که چند روز بود حمایت کرد اون موقع کجا بودن بقیه شهرها اون موقع خربکاری خوب بود ولی وقتی همین مردم اومدن تو خیابون و حقوقشون میخوان خرابکاری کار بدیه این کاریکاتور فقط بهانه ای بیش نبود شما اگه فقط یک ساعت فقط بین مردمی که تظاهرات تماشا میکنن قدم میزدی و حرفاشون گوش میکردین نظرتون عوض میشد.شما نباید از مردم انتظار داشته باشی که در مقابل توهین ساکت بشینند تا الان هم مردم آذربایجان خیلی صبر کردن مگه این اولین باری بود که توهین می شد و مطمئنا این توهینها ادامه خواهد داشت

    پاسخحذف