۱۳۸۴/۱۱/۲۶ ه‍.ش.

چگونه می توان چاپ کارتونهای محمد را محکوم کرد ؟

 


مدتی از هیاهوی چاپ کارتون های پیامبر اسلام و اعتراضات پیرامونی اش می گذرد ....


مدتی از هیاهوی چاپ کارتون های پیامبر اسلام و اعتراضات پیرامونی اش می گذرد .اکثر تحلیل ها در محکومیت توامان چاپ کارتونها و اعمال افراطی مسلمانان بوده است . تحلیل های خوبی هم بوده و دیگر لازم نیست من تکرار مکررات کنم و مثلا وحشی بازیهای عده ای از مسلمان معترض را محکوم کنم یا بگویم روزنامه ی دانمارکی کار بدی کرده و نباید می کرده .آنچه می خواهم در این نوشته به ان بپردازم این است که اگر ان شیوه ی اعتراض درست نبود چه شیوه ای درست است و این شیوه بر چه مبنایی استوار شده .به عبارتی بیشتر از آنکه بحث بر سر رویداد گذشته باشد درباره ی آن مرزهایی که موضع گیری های کلی ما را تعیین می کند خواهم نوشت .


اولین چیزی که درباره ی کارتونها مطرح است این حرف ٍ درست است که اینها جنبه ی هنری ندارند و تحریک آمیز و انتقام جویانه اند . اما سئوال اینجاست که آیا هنری نبودن کارتونها است که مسلمانان را به اعتراض کردن واداشته ؟یعنی آنها هم به کیفیت هنری و نمی دانم سخیف بودن زیبایی شناسی کارتون ها معترض اند ؟  پاسخ ، به وضوح منفی است. پس هر کارتونی که از محمد کشیده شود یا هر کتاب و شعری که سعی کند روایتی دیگر گونه از پیامبر مسلمانان ارائه دهد باید محکوم شود ؟شما یک لحظه فرض کنید چنین محدودیتی در تاریخ تصویر و ادبیات مغرب زمین ایجاد می شد . از گوگن  گرفته تا دالی و سلین و جویس و خیلی های دیگر باید برای توهین به  مقدسات مسیحیان  محاکمه  و محکوم می شدند.ممکن است بگویید برای اکثر مسیحیان مسیح چندان تقدسی ندارد . این درست است . اما برای ان اقلیت مسیحی که هنوز مسیحی هستند چه ؟مگر موضع را می توان کمّی کرد و گفت چون مسلمانان غیور بر محمد بیشتر از مسیحیان غیور بر مسیح اند باید رعایت حال انها را کرد و اینها حق اعتراض ندارند ؟ بنابراین می رسیم به سئوال اولیه مان .  چه مبنایی وجود دارد که ما بتوانیم بدون اینکه محدودیتی  برای آن آثار هنری  که شاید در آینده تولید شود و هنرمندانی که شاید در اینده بیایند ایجاد کنیم به محکوم کردن عمل روزنامه دانمارکی بپردازیم ؟ آیا ما می توانیم بگوییم هر تصویر یا نوشته ای که در ان مقدسات یک قوم یا مذهب تحقیر و مسخره شده اند باید محکوم و موثرانش محاکمه شوند ؟ این حرف خطرناکی است . اگر چنین حرفی درست باشد آنها که سقراط را به اتهام تحقیر خدایان یونانی محاکمه کردند برحق بودند .مگر نه اینکه سقراط هم در ملا عام خدایان یونانی را با تخفیف نام می برد ؟   


به نظر من اعتراض ما  نباید از جنس حقوقی باشد . حقوقدان ها دلایل خودشان را دارند اما نمی شود اجازه داد تفسیر  آزادی ( عمدا نمی گویم آزادی بیان ) بدست حقوقدانها بیفتد .انها می توانند با تفسیرهایی حق نفس کشیدن تو را هم غیرقانونی جلوه دهند .سپردن آزادی بدست انها عملی بالقوه خطرناک است . اعتراض ما صرفا از جنس استتیک هم نیست ( یا نباید باشد ) چرا که نمی توانیم کسی را بخاطر فقدان ظرافت طبع از تولید اثر محروم کنیم .با اینهمه ما به چاپ این کارتونها معترض ایم . به کسانی که خونسردانه و بدون هیچ دلیل و منطقی با مقدسات  حدود یک میلیارد ادم بازی می کنند اعتراض داریم.  اما ما به چاپ کارتونها آنچنان معترضیم که به کسی که سر میز شام دست در بینی اش می کند معترضیم. ما او را تحقیر می کنیم . زشتی اش را نشانش می دهیم . او را در انزوا قرار می دهیم . کسی که سر میز شام دست در بینی برده را نه می توان به محاکمه کشید نه دستهایش را بخاطر این بی سلیقگی برید و بست . او را فقط و فقط می توان تحقیر کرد . گویی صلاحیت زندگی در  دولتشهر ( به معنای ارسطویی اش ) را ندارد  . اهل تمدن نیست . وحشی است .نه تقاضای محاکمه بخاطر نفس ٍ کشیدن ٍ کارتون یک فرد مقدس ، نه تقاضای محاکمه بخاطر نداشتن ذوق استتیک . تنها با تحقیر و در انزوای فکری قرار دادن عاملان  چنین آثاری می توان مبنایی پیدا کرد برای اعتراضی که فرداروز وبال ازادی و شکوفایی هنری و فکری نشود ،وبال آنهایی که بلدند چطور آزادنه زیبایی بیافرینند . 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر